الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

386

الغدير ( فارسى )

پيامبرش امر فرمود كه على را به پا دارد و بگويد در حق او آنچه را كه گفت ، حضرتش فرمود : بار خدايا همانا قوم من تازه از جاهليت به اسلام گراييده‌اند ، سپس به حج رفت و هنگام مراجعت چون در غدير خم فرود آمد ، خداوند آيهء شريفهء يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . « 1 » بر او نازل فرمود آن جناب بازوى على را گرفت ، سپس به محل اجتماع مردم رفت و خطاب به آنان فرمود : اى مردم ، آيا من به شما از خودتان سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه ، تو به ما از خود ما سزاوارترى . فرمود : بار خدايا هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بار خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار ، و يارى كنندهء او را يارى كن و خواركنندهء او را خوار گردان ، و ياورش را يارى رسان ، و دوستدارش را دوست بدار و با دشمنش دشمن باش . ابن عباس گفت : پس از اين اعلام به خدا سوگند ، ولايت على بر همگان واجب آمد و حسان بن ثابت گفت : - پيامبر بزرگوار در روز غدير به مسلمانان ندا كرد و گفت : - مولا و ولىّ شما كيست ؟ بىهيچ درنگ و چشم‌پوشى گفتند : - خداوند مولاى ماست و تو ولىّ مايى و از ما هيچگونه عصيانى در ولايت نخواهى ديد . - پيامبر اكرم به على فرمود : برخيز كه تو بعد از من پيشواى اين خلقى . از زيد بن على روايت شده كه گفت : چون جبرئيل امر ولايت را آورد ، عرصه بر پيغمبر تنگ شد و فرمود : قوم من تازه از جاهليت به اسلام گراييده‌اند ، سپس آيهء تبليغ نازل شد . « 2 » 6 - ابو اسحاق ثعلبى نيشابورى ( م 427 يا 437 ) در تفسير خود الكشف و البيان از ابو جعفر محمّد بن على [ امام باقر ] روايت كرده كه معنى آيهء تبليغ چنين است : آنچه را كه از جانب پروردگارت در برترى و فضل على بر تو نازل شد ، تبليغ نما . پس از نزول اين آيه رسول خدا دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . همو گويد : خبر داد مرا ، ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد قاينى ، از ابو الحسين محمّد بن عثمان نصيبى ، از ابو بكر محمّد بن حسن سبيعى ، از علىّ بن محمّد دهّان و حسين بن

--> ( 1 ) . مائدة 5 / 67 . ( 2 ) . كشف الغمّة 94 .